خونه مامان جون
بعد از 2 ماه مامان الی مرخصی گرفت تا بریم خونه مامان جون واسه 2 هفته بمونیم ولی بابایی چون کار داشت ما رو رسوند و برگشت. روز اول رفتیم دنبال تقاضای پاسپورت سامیار و از فرداش هر روز مهمونی و بیرون، خیلی به سامی خوش گذشت .سامی عزیزم صبح که بیدار می شد توی حیاط آب بازی می کرد و مامان الی هم تند تند بهش صبحانه می داد ؛ بعد هم بازی و شیطونی تا ظهر که دایی اشکان و هدا میامدن سامیار:دایی دایی دایی دایی .....
نویسنده :
مامان الی
10:20









